تبليغاتX
تقصیر دلم نیست تصویر تو زیباست
 مانده ام تنهای تنها...

به نام حق

چقدر دوست داشتم يك نفر از من مي پرسيد:

چرا نگاه هايت آنقدر غمگين است؟؟؟

چرا لبخندهايت آنقدر بي رنگ است؟؟؟

اما افسوس ...

هيچ كس نبود هميشه من بودم و من و تنهايي پر از خاطره

آري با تو هستم ..

با تويي كه از كنارم گذشتي ...

و حتي يك بار هم نپرسيدي چرا چشم هايت هميشه باراني است.

|+| نوشته شده توسط یلدا در چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385  |
 

به نام حق

ميلاد با سعادت حضــــرت بقيه الله الاعظم ، حجه ابن الحسن المهدی ، يوسف زهـــــــرا ،آقا امام زمان (عج) بر تمامی عاشقان و منتظران ظهورش تبريک و تهنيت باد.

 

امشب شب عيد عارفـان است يا روز تولـــــــــــــد جهـــــــان است

يعنی که جهـــان زنو شود نـــو مولــــود امام انس و جـــــــان است

شـــد روز، شب جهان درآندم زان نــــور که از بــــــرش روان است

عيسی مســـيح در رکابــــــش چون ما ه و ستاره ای عــــيان است

شمشير علی بد ست آن مـــه چون تيـــــغه مه در آســــمان است

در لطـــف و عنـــــايت و محبت مانند امـــــير مومــــــــــــــنان است

آيـــد که کند جهـــــــــان منظم او آگه ســـــر هـــر نهـــــــــان است

عدلی که بگســـتراند آن شـــه چون عدل خـــدای جـــــاودان است

تاريکی از اين جهـــان شود دور او منبع فيض بيکــــــــــــــران است

کفـــری به جهان دگر نمـــــــاند مرگ است و فنای مفسـدان است

خورشـــيد اگر نتابد آنـــــــــــروز نور دگــــــــــــری بدان ، عيان است

گر پـــرده بگيــــــرد از رخ خويش پايان فــــــراق عاشـــــــــقان است

شـــيعه ز فـــــــراق روی آن مه گرديده دو تا و چون کـــــــمان است

منتظران بیقرار ـ التماس دعا

یا مهدی

 

بیا ای زاده ختم رسولان بیا ای وارث خون شهیدان
مکن از عاشقان خود جدائی عزیز فاطمه مهدی کجایی؟
بیا ای یوسف گم گشته ی ما بیا ای یادگار آل طاها
آقای ما امید قلب مائی عزیز فاطمه مهدی کجایی؟

چه روزها که یک به یک غروب شد، نیامدی      چه بغزها که در گلو رسوب شد، نیامدی

 خلیلِ آتشین سخن ، تبربه دوشِ بت شِکن           خدای ما دوباره سنگ و چوب شد ، نیامدی

از ابتدای هفته ام در انتظار جمعه ام                چه جمعه صبح و ظهر،نه،غروب شد نیامدی

 

مهدی جان

امام زمان

خيلی دوست دارم بدونم اين روزها چه حال و هوايی دارين؟

ما مشتاق ظهور هستيم و شما مشتاقتر

ما دست به دعا برداشتيم و شما لحظه ای دست از دعا برنداشتيد

ما اللهم عجل لوليک الفرج گوييم و شما اللهم عجل لظهور

ما منتظريم و شما منتظر

همه اينها درست و خوب

ولی...

ولی تا کی؟

بچه که بودم خوشحال بودم مي گفتم حالا تا من بزرگ بشم وقت هست. الآن ميبينم که عمرآدما چه زود ميگذره...

ميترسم عمرم تمام بشه و بازم خبری از ديدار نباشه...

ما که جز دعا کاری از دستمون بر نمياد

پس يک بار ديگه دست به سوی خدا بلند ميکنم و ميگويم :

          اللهم عجل لوليک الفرج

یا صاحب زمان

       به گل روی یوسف زهرا (س) صلوات

 

|+| نوشته شده توسط یلدا در شنبه هجدهم شهریور 1385  |
 

به نام حق

نمیدانم زندگی چیست...؟؟؟

اگر زندگی شکستن سکوت است ، سالهاست که من سکوت را شکسته ام.

اگر زندگی خروش جویبار است ، سالهاست که من در چشمه ی جوشان زندگی جوشیده ام.

اما این نکته را فراموش نمی کنم که زندگی بی وفاست

زندگی به من آموخت که چگونه اشک بریزم اما اشکانم به من نیاموخت که چگونه زندگی کنم.

نزدیکترین راه برای رسیدن به خوشبختی ، کمک به نزدیکترین دستی است که برای یاری خواستن بسویت دراز می شود.

فرقي نمي كند گودال آب ِ كوچكي باشي يا درياي بيكران... زلال كه باشي، آسمان در توست.

هرگاه ديدی گناهی آنقدر بزرگه که نميشه بخشیدش، بدون كه اون از کوچکي قلبته نه از بزرگي گناه

زندگي کتابي است پرماجرا ، هيچگاه آنرا به خاطر يک ورقش دور ميندازید.

m

 

|+| نوشته شده توسط یلدا در شنبه یازدهم شهریور 1385  |
 ...

به نام حق

اول نامه جای دل تنگ چند تا نقطه چين می گذارم،
                                جای اسم قشنگت سر سطر... مي گذارم
                                                      گفتن از تو ولی کار من نيست،
                                                                            پس قلم را زمين می گذارم.

تقديم به.....

|+| نوشته شده توسط یلدا در پنجشنبه نهم شهریور 1385  |
 

به نام حق

قطاري كه مرا به سوي تومي آورد

پر از صداي دلهره است

و چرخ هايش بر روي ريل هاي شك مي لغزد

قطاري كه مرا به سوي تو مي آورد

هميشه در ساعتي كه ميخواهم به مقصد نميرسم

و من دلم را به اين خوش ميكنم

كه از پنجره ي اين قطار

مي توان باز به زندگي نگاهي كرد .

زندگي گره اي نيست که درجستجوي گشودن آن باشيم . زندگي واقعيتي است که بايد آن را تجربه کرد.

 

دنيا دو روز است يک روز با تو و روز ديگر عليه تو روزي که با توست مغرور مشو و روزي

 که عليه توست نااميد مگرد زيرا هر دو پايان می پذیرند...!!

|+| نوشته شده توسط یلدا در شنبه چهارم شهریور 1385  |
 
 
بالا