به نام حق![]()
میخوام برم از خاطرت که راحت آروم بشی
واسه دل پرنده ها یه یارو همزبون بشی
می خوام برم تا دیگه تو واسه ی من ناز نکنی
بری پیش پرنده ها با اونا پرواز بکنی
می خوام برم تا اسممو فقط دیوو نه بدونن
نه عشقی که واسه تو بود نه عشق مجنون بدونن
من میدونم اگه برم اروم و مهربون میشی
مثل تموم ادما با کسی همزبون میشی
من میدونم الان خوشی با تموم هم زبونات
فقط میخواستم بدونی که میمیرم با اون نگات
فقط میخواستم برم وتا رفتنو یاد بگیرم
مثل همه عاشقا شم بشکنمو زود بمیرم
من میدونم که مردنم با موندنم فرقی نداره
اینو بدون که زندگی بدون تو رنگی نداره
خب دیگه خستت نکنم که وقت خوندن نداری
سرت شلوغه میدونم فرصت موندن نداری
برو پیش همزبونات که میمیرن بدون تو
قصه ی من تموم شدش نموندن من پیش تو

به نام حق![]()
یه روزی گذاشتی رفتی گفتی این رسم زمونست
گفتم اینجا تک و تنهام گفتی این حرفا بهونست
آره تو بریدی از من رفتی و پیشم نموندی
شاید این گناه من بوددلم به پات گذاشتم
عشق و جون و همه عمرو واسه اون نگات گذاشتم
میدونم فایده نداره همه حسرت و خیالم
کاش بهم میگفتی خورشیدتا اونم واست بیارم
یادته بهم میگفتی کسی رو جز تو ندارم
کاش بهم میگفتی که من یه ذرم دوست ندارم
حالا مردنم رو بی تو می تونی راحت ببینی
میتونی راحت و آروم بالای سرم بشیني
