بهشت سرد نگاهت چقدر مبهم بود
و گریه ات که دگر خود دلیل محکم بود
بهشت سبز دلم بی تو ای سرا پا درد
تنور داغ عطش خانه جهنم بود
شبی که خسته تر از سایه آمدی،دیدم
که رد حادثه در چهره ات مجسم بود
و اشک......
آی دمش گرم این عصاره درد
به روی زخم عمیق دل تو مرهم بود
مرا بدست غرورت سپردی و رفتی
شبی که بارش باران مدام نم نم بود
کاش..... می ماندی
و اکنون دلم نوای خوشتری می نواخت
تا زنده ام،هستی،کجا؟
مهم نیست که اکنون دلت
به هوای کسی دیگر می تپد
مهم آنست که من برای همیشه تنهایم
آن هم فقط به خاطر تو
ای کاش می فهمیدی......
سلام به همه ی دوستان
به امیدو یاری خداوند توانستیم این وبلاگ رو راه اندازی کنیم خوشحال می شویم ما را در این راه همراهی کنید امیدواریم که این وبلاگ مورد نظر شما عزیزان قرار گیرد و با نظرات خود ما را راهنمایی کنید.